| Motorola Razr |
![]() |
![]() |
|
| اشعار و حرفهای دل من و شما |
|
امتدادچشمه هاي روشني بي نهايت درميان چشم تست ناله زارسينه پرسوزمن زخم وارمژگان چشم تست اشتياق رويش يک شاخه نور درنگاه ساده توديدني است غنچه هاي خنده مستانه ات دربهارزندگاني چيدني است درسحروقت خلوص نسترن سينه من بوي دريا ميدهد هق هق شبهاي من درهرخزان دردگلهاراتسلي ميدهد باحضورساده وپرمهر تو زندگي زيباترين شعرمن است بي تو جانا درشب تنهائيم غربتم شيواترين شعر من است
در پناه مهر رخصت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/10/19ساعت 9:36 توسط فرشید مست و خراب |
|
![]()
سلام عزیزان زیاد مزاحمتون نمیشم فقط عرض کنم که میخوام از این به بعد ضمن گذاشتن شعرهام از کارهای گرافیکی هم که طراحی کردم براتون بذارم تا اگر خوشتون اومد برای خودتون ذخیره کنید ضمنا اگر دوست داشتید و خواستید متنی رو مثل این برروی یک تصویر طراحی کنید بفرمائید تا در خدمتتون باشم (عکس و مطلب رو ایمیل کنید ) farshid_mast_va_kharab@yahoo.com ضمنا خيلي از دوستان فرموده بودند که خوش آمدين متحرک در وبلاگ هنگام خوندن مطالب چشم رو اذيت ميکنه که بالاخره همت کردم وبرداشتمش تا دوستان عزيزم مشکلي نداشته باشند موقع خوندن هجويات اين حقير. شب یلدا خوش گدشت ؟؟ چند نفرمون تو این شب فکر یتیم ها و ندارها بودیم ؟؟؟ بگذریم تا کله ام بوی قرمه سبزی نگرفته شعر رو بخونید که تازه تازه است ( درهمون شب نوشتم )
آي شماهاباشماهايم ميخرم باجان هرسرسوزن محبت را نيست هيچ سينه سوخته اي چون من اي دريغا بدور است ازالفت ومهر قلب بيرحم اهالي هست محبت اينک و در ابن زمان هم قيمت جان شما ميخرم با جان آري ،آري با همين دستان خالي هر سر سوزن محبت را آه چه تاريکست امشب وه چه طولانيست اين شب يلدا آه چه تاريکست شب دردهایتان آي شماها با شماهايم اينک آن خوان رنگيني که گسترديد آن مجمع پر زخورشها وآن همه هرچه ميان سفره است ضامنش پينه دستان مردان و زنان شالي است باعثش پاي ترک خوردﮤ همه زحمتکشان چون زمين بي آبشان ضامنش زخم تن دهقان فرتوت جنوب آري، آري خوش باش ساغري اندر پي جام دگر نوش کن بي خيال از آن دهقان وشاليکارشمال هرچه دارند يا ندارندماراچه خوش باش، نوش کن خوش باد بر تواين شب درکنارسفره ات با هرچه هست نوش باد برتو کنون اين جام خون دوستانت بذله گو يارانت خوش خرام قهقهه مستانه سرکن در بر دوستان ويارانت مست مست اشکهاي امشب آن يتيم ساغرپرشوراوتاهرشب است نغمه هاي دردمندمام اودرهرشبش بذله گوياي اوتاهرشب است آن گليم پارﮤ گسترده برسطح اتاق مجمع دردآورخون جگردرهرشب است آري اي دهقان پير آري اي پينه بدستان شمال دردتان درسينه و مهر خموشي بر لب است ؟ بگسليد بندهاي دست و پا نان خشک خود را خشکتر کنيد، بهر یلدای ابد دست دردست ، پاي در زنجير برخيزيد زنجيرها بگسليد آن يتيم و مادرش چشم درچشمه عصيانتان دارندهنوز دست خود درميان دستهاي خشکم نهيد گرمي تازه به جانم بردميد آن همه خودکامگانِ دربند کشيد ساغري لبريز ازآتش عصيانتان درکف آن بي خيالان بردهيد جان خود را درميان تن نهيد دردمندم چون شما دستان گرم خود در ميان دستان خشک من نهيد هر سر سوزن محبت ، هر دریای عصيان را ميخرم باجان اي اهالي با همين دستان خالي
وه چه طولانيست اين شب يلدا آه چه تاريکست این شب دردهای پر سوزتان
رخصت در پناه مهر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/10/05ساعت 8:53 توسط فرشید مست و خراب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بنام دل بنام آتش و باد / بنام عاشقان رفته از یاد
سلام به وبلاگ خودتون خوش اومدین اول از همه خودم رو معرفی کنم من فرشید متولد 21/6/1347 تهران لیسانس کامپیوتر و........ به ریشه دار بودن و آدمهای با ریشه خیلی علاقه دارم از پانزده . شانزده سالگی یه چیزایی مینوشتم که وقتی دیگران میخوندند میگفتند اینا شعره ولی من هنوز هم میگم فقط حرف دلم هست دلی که هر کی رسید شکست و سوزوندش با اجازتون میخوام اینجا حرف بزنم و نوشته هام رو براتون بذارم شما هم اگر دوست داشتید نوشته و یا شعری دارید بفرمائید تا اینجا بذارم و همه استفاده کنند فدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا |
|
RSS
|